23.08.12 | مقاله | آرامش دوستدار
در قیمومت یک «روشنفکر دینی»
کم کم داشت وقتاش میگذشت که عبدالکریم سروش خودش را نشان دهد. ولی هیچ نشانهای در افق بحث و فحصها از ظهور او دیده نمیشد. ایران در محاصرهی اقتصادیاش، حساسیتی غیرعادی نسبت به ایرادها از خارج نشان میدهد. چنین بود که او فقط بر اثر یک تصادف توانست «خطابیهای» منتشر کند «به نام خدا» و با عنوان «که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش». نام این بیانیه را من «خطابیه» گذاشتهام، چون سراپایش در خطاب و عتاب به روشنفکران سکولار و بیدین انشا شده است. بهانهی صدور این خطابیه اعتراض او به اعتراضیست که یک هنرمند جوان ایرانی با زبان و اندیشهی خود به ظلمی میکند که به نام و با دستاویز حفظ مقدسات به مردم ایران شده و همچنان ادامه دارد.
ادامه...
06.05.12 | مقاله | آرامش دوستدار
پاسخ سرگشاده به یک ردیهنویس
«ردیهنویسی» بطور اخص نه تنها لودهنده ذهنی است نامتکی به خویش و وابسته به دیگری، که میخواهد آنچه برپاست سرنگون سازد و همیشه شکست میخورد چون جنسا و عملا ماجور است، بلکه به همان اندازه لودهنده ذهنی است مصرفکننده که خودش مطلقا تولید ندارد، پس به لباس مبدل دیگری در میآید و از آن به سرحد نخنماشدگی استفاده میکند تا خود را تولیدکننده جا بزند. این لباس دیگری در این مورد از آن غربیهاست که به تن ما گریه میکند. متجاوز از شصت سال است که ما این لباس را به برشکاری و دوزندگی بدلساز کهنهکاری چون احمد فردید بر تن داریم و آن را وصله پینه میکنیم.
ادامه...
04.03.12 | مقاله | آرامش دوستدار
آدم دیوانه کیست؟
گزارشی بر سخنی از نیچه ۱
بسیاری گفتهاند که نیچه اتهایست بوده و بسیاری نیز گفتهاند نبوده است. این نظر آخری دهههاست بیاعتبار شناخته شده. اینکه نیچه اتهایست بوده یا نبوده، در صورتی که سروکارما با فردی باشد که نیچه نام دارد، اهمیتش بیش از این نیست که کسانی بخواهند از این دو طریق خود را در نیچه تأیید کنند. چنین کاری البته ممنوع نیست، اما نه تفکر است و نه هرگز فلسفه. اینکه نیچه اتهایست بوده است یا نه فقط از این حیث در خور اهمیت است و از اینطریق میتواند روشن شود که ما بدانیم ضرورت فلسفهی نیچه، و نه هرگز سلیقه یا احساس شخصی که نیچه نام داشته است، اتهایسم را تعلیل و تحمیل میکند یا نه، بیتفاوت است که شخصی به اسم نیچه خود را اتهایست بداند یا نه. این دومی فقط براساس آن اولی معتبر خواهد بود و نه برعکس.
ادامه...
17.06.11 | مقاله | آرامش دوستدار
خویشاوندی پنهان
برخلاف ظاهر، نپرسیدن و نیندیشیدن بهمراتب بیش از بزرگان ما دربارهی ما کنونیها صدق میکند. ما کنونیها فقط در صورتی مجازیم داعیهی پرسیدن و اندیشیدن داشته باشیم که با اساسیترین هنجارهای تعبدی و خدشهناپذیرمانده و حکومت آنها بر فرهنگمان رویارو شویم، تجاوز مخرب و سرکوبندهی آنها را برملأ سازیم. هیج حاصلی ندارد که در کنج و دنج خانه به یاری و یاوری همسلکانمان مثلاً از دین روگردانیم، یا حتا احساس اتهایستی کنیم، و در نوشتههامان جار بزنیم که همه اهل گفتوگو، بخوانید مماشات، هستیم. در برابر هزاروچهارسد سال جهل و خرافات دینی سکوت کنیم، و مسائل را با دُزاژی از انساندوستی آقامعلمانه چنان در عرصهی ادب و «فلسفه» با ابزارهای مربوط رتق و فتق کنیم که بیش از یک بند انگشت از رویینترین قشر آنها فروتر نرویم، تا خواننده در کنار ما به راهحلها رسیده باشد، پیش از آنکه مسائل را بشناسد.
ادامه...
22.11.10 | مکاتبه | هابرماس و دوستدار
پاسخ یورگن هابرماس به نامهی آرامش دوستدار و پاسخ وی
توضیح: در پی نامهی سرگشادهی آرامش دوستدار به یورگن هابرماس فیلسوف آلمانی که متن آن پیشتر منتشر شد، وی پاسخی برای آرامش دوستدار فرستاده است. متن این پاسخ و نیز پاسخ آرامش دوستدار به وی در زیر منتشر میشود.
ادامه...
|
|